جعفر شهرى باف

179

طهران قديم ( فارسى )

« گلريزان » گلريزان جشنى بود ورزشى كه هر چند يك بار در زورخانه‌اى جهت همراهىى به از پا درآمده يا حاجتمندى برپا مىشد و از آن جمله بود موارد ذيل كه پول و عوايدش به مصرف آن مىرسيد ، مثل بدهكارى ، ورشكستى ، بيمارى ، كمك به حبسى ، خرج عروسى ، خرج سفر زيارت و امثال آن ، سرمايهء كار و كسب كه غالبا منتسبين به زورخانه و ورزشكاران را مشمول ميگرديد . اسم گلريزان هم از اين قاعده بدست آمده بود كه ابتدا شركت‌كنندگان چنانچه كمك و معاضدتى را براى شخصى نيت مىكردند كمك خود را به صورت پول طلا يا نقره در ميان دسته گلى گذارده تقديم مىداشتند ، به دو دليل : اول آنكه احسان احسان‌كننده معلوم و آشكار نگشته در اختفا و استتار صورت پذيرفته گيرنده را دچار شرمسارى و تحقير ننمايد و دوم چشم همچشمىئى بوجود نياورده زياد و كم آن موجب تفاخر يا خفت و خجالتى براى دهندگان آن نگرديده تظاهر و روى و ريايى در كار نيامده باشد ، چنانچه ضرب المثل « هر گلى زدى بسر خودت زدى » مأخوذ از آن مىباشد . متأسفانه اين صفت پسنديده اواخر از ميان رفته گلريزان به صورت جيب‌برى و كلاه‌بردارى و گدائى درآمده بود كه هر هفته و ماه به اسمى اين و آن را دعوت كرده با قرار دادن در رو در بايستى و شرم حضور و حقه و كلك به لخت كردن مىپرداختند . پس گلريزان عبارت بود از آذين زورخانه با شمع و چراغ و قالى و قاليچه و هر چيزى كه در زينت از آن بهتر نباشد و نهادن ميوه و شيرينى و دعوت كردن و دعوتنامه فرستادن براى سر جنبانان و دست به دهان‌برس‌ها و لوطى داش مشدىهاى محل و محلات براى شبى معلوم و انجام ( گل ورزش ) و ( گل كشتى ) « 17 » هايى توسط شيرين‌كارترين ورزشكاران و در آخر رفتن مياندار بوسط گود و عنوان مطلب مورد نظر و ذكر دعا و مصيبت و دريافت اعانه و پول كه قبل از اين بطوريكه ذكرش گذشت توسط دسته‌گل‌ها با واردان مىآمد و در اين زمان به صورت نقدينه‌ى حضورى ، همراه در رقابت و چشم و همچشمى قرار دادن

--> ( 17 ) . ورزش يا كشتى نمايشى و ورزش و كشتىاى كه در آن هنر و فنون چشمگير نمايش داده بشود .